۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه

نگاهی به کارنامه عملی حکومت اسلامی

با نگاهی فهرست وار شماری از عملکرد حکومت کنونی در ایران را در زیر عنوان نموده تا زمینه ای برای آگاهی مردمی که کمتر به پیجیده گیهای سیاستهای مزورانه آشنا می باشند فراهم شده تا بتوانند مسیر خود را از پایمال کننده گان حقوق ملت جدا سازند:

- قانون شکنی های مکررحکومت و عدم تمکین، اجرا و یا زیر پا گذاشتن اصول مهم قانون اساسی ( اصل 3 بند 6، 23، 24، 25، 26، 27، 32، 33، 37، 38، 39، 79، 168، وچندین اصل دیگر).
- تک صدایی کردن ارکان کل حکومت (اعم از قوای سه گانه و دیگر بازوهای حکومت) و کنترل آنها توسط مجموعه ای هم فرقه متشکل از موءتلفه، حجتیه، روحانیون و بخشی از نظامی ها.
- تشکیل حکومتی شبه نظامی بجای ایجاد یک حاکمیت سیاسی - بسیاری از اعضإ دولت، استانداران و کارگزان آن نظامی و یا سابقه نظامی بودن را دارند. این جنابان با تفکر نظامی گری رشد و حالا با پوشیدن کت و شلوار مشغول اداره به اصطلاح امور می باشند. نیروهای نظامی به جهت حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور تشکیل شده اند و نه به جهت دردست گرفتن حاکمیت سیاسی کشور.
- سپردن تمامی امور جامعه به دست کسانیکه ملاک گزینش آنها آگاهی و توانمندی نیست بلکه ملاک فقط هم مسلک و همراه بودن با فرقه آنها می باشد با نگاهی به طرفداران، دست انکاران، سران کنونی حکومت و پروفایل آنها بوضوح نشان ازسرداران، دانشجویان و تحصیلکردههایی که با تضییع حقوق دیگران و استفاده از رانت و سهمیه بعضأ به دانشگاه وارد شده و به اصطلاح دکتر، مهندس و یا کارشناس شده و یا از روحانیونی با وابستگی شدید مالی به حکومت را می توان دید.
- بی حیثیت و بی اعتبار کردن ایران درمجامع بین الملی که دولتیان آن هیچ منزلتی در میان مردم و سیاسیون کشورهای معتبر در صحنه بین الملی ندارند منظور بورکینافاسو، سوریه و یا ونزوءلا نمیباشد بلکه کشورهای در حال توسعه، توسعه یافته، مترقی، آزاد و مردم سالار دنیا میباشد.
- سوق دادن کشور در جهت قبضه کامل اقتصادی توسط عوامل حکومتی بلاخص نظامیان، بطور مثال واگذاری نیمی از شرکت مخابرات به این نظامیان ( مخابرات یعنی پر درآمدترین بنگاه اقتصادی کشور بعد از نفت) و تسلط بر دیگر شرکتها و منابع عمومی و واگذاری قراردادها و پروژه های کلان.
- افزایش روز افزون تورم، بیکاری و فساد که با توجه به درآمد عظیم نفتی انتظار توقف یا بهبود روند این افزایش و کاهش تدریجی بر آنها می رود.
- عدم پاسخگویی به خواسته های قانونی مردم به علت بی نیازی مستقیم اقتصادی حاکمیت به مردم و داشتن استقلال اقتصادی با فروش منابع عمومی.
- نهادینه شدن گفتار، کردار و رفتار دروغ در تار و پود حاکمیت از صدر تا ذیل ـ اخبار روزانه بوضوح مملو از این موارد می باشد
- دست بردن در روشهای شناخته شده علمی و داده ها به جهت نشان دادن آمار مورد نظر و نه واقعییتهای اقتصادی اجتمایی کنونی ایران.
- امتناع مکرر از دادن مجوز راهپیمایی به معترضن و نادیده گرفتن حق آنها تا برای یک بار و همیشه قلت و یا کثرت آنها مشخص شود و پس از آن بنا به ظرفیت خود تقاضا داشته باشند.
- اعلام غیر علنی حکومت نظامی با حضور وسیع نیروهای انتظامی، سپاه و بسیج بلاخص در سطح شهر تهران نه به جهت ایجاد امنیت برای مردم بلکه به جهت سرکوب.
- تنزل دادن و شکستن ارزش و شان بسیج و سپاه با قرار دادن آنها در مقابل مردم جهت حفظ فرقه حاکم، و حال آنکه این نهادها سالها از عزت تمامی ملت ایران در مفابل دشمن دفاع کرده بودند.
- دستگیری و اذیت و آزار هر کسی که کوچکترین فعالیت سیاسی غیر حکومتی بنماید. یادم هست که در سال 1356 در کل دانشکده ما در یکی از بزرگترین دانشگاهای تهران علیرغم فعالیت گسترده دانشجویان فقط یک نفر از دانشجویان، که او هم در خارج از دانشگاه دستگیر شده بود در زندان اوین بود. حالا باید پرسید که که کدام استاد یا دانشجو احظار، اخراج، دستگیر و یا زندانی نشده است.
- نهایت کوشش در نقض حقوق انسانها با بازداشت، زندانی نمودن صدها نفر از روزنامه نگاران، اعضإ گروهای سیاسی و مردم و محکوم نمودن اینها در دادگاههای قرون وسطایی تفتیش عقاید.
- جلوگیری از انتشار نسبتأ آزاد اطلاعات با بستن روزنامه ها و مطبوعات مستقل.
- قبضه کامل تمامی کانالهای اطلاع رسانی عمومی و فشردن گلوی اینترنت (رسانه ای که همه نه تنها مصرف کننده بلکه تولید کننده اطلاعات شده و دسترسی به آن یکی از حقوق اساسی بشری عنوان میگردد). رسانه های ملی می بایستی به علت استفاده از منابع عمومی منعکس کننده نظرات همه علایق در جامعه باشند و نه یک فرقه خاص نظامی- سیاسی.
- کشتار مردم در ملع عام و به قتل رساندن و اذیت و آزار اسیران معترض در بند حکومت (کهریزک).
- قتلهای سیاسی از قبیل قتل علنی سید رضا موسوی و دیگران در ملع عام و عدم پیگیری توسط نیروهای امنیتی در یافتن مجرمین. در حالیکه این نیروهای امنیتی خود می گویند توانایی انجام عملیات پیچیده و بطور مثال دستگیری متهمی بنام ریگری را دارند.
- دفن پنهانی و جلوگیری از برگزاری مراسم ختم کشته شدگان و همچنین در گذشتگان معترض از معروفان و غیره – مراسمی که حداقل به طول مذهب تشیع سابقه تاریخی دارد.
- حمله نیروهای سازمان یافته به مکانهایی که باید مردم از هر قوم و قبیله ای در آنها در امنیت کامل باشند از قبیل مساجد (مسجد شیراز، حسینیه جماران)، دانشگاه (کوی دانشگاه تهران)، و منازل مردم بطور وسیع.
- بازی با مقدسات مردم و امامان با حسینی دانستن حکومت خویش و یزیدی دانستن اکثریت معترضان خشونت پرهیز ـ عجبا که امام حسین آزاده بود و حاکم نبود بلکه بر ظلم و جور فرقه حاکم وقت شورید.
- بد نام کردن اسلام و ایران به عنوان بزرگترین زندان روزنامه نگاران و نویسندگان در جهان.
- ایجاد توهم برای توده مردم با وابسته جلوه دادن مخالفین و پاک و منزه نشان دادن حاکمان.

قصد به درازا کشیدن این نوشتار نبود ولی بیان این واقعیتها سر دراز دارد و فعلأ به همین جا بسنده می نمایم.

نظاره